نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

اولین سیزده بدر دخترمون

1393/1/14 14:31
نویسنده : مامان و بابا
2,259 بازدید
اشتراک گذاری

 سلام غنچه کوچولو مامان و بابا؛

دختر مهربانم سیزده بدر امسال برای ما رنگ و بوی دیگری داشت. این وجود دوست داشتنی تو بود که لحظه لحظه سیزدمونو با صفاتر کرد.

من و تو بابایی به همراه باباحاجی و مامان جون و عمه جون و عمو محمود و محدثه جونی نزدیک ظهر بود که رفتیم بیرون و بساط سیزدمونو پهن کردیم و دست مامان جون هم درد نکنه که همه وسایل را جمع کرده بود.

 

با محدثه جونی تو سبزها

خسته شدی خوابیدی

دخترم همیشه پاینده باشی

پسندها (2)

نظرات (3)

مامان یاسمن
15 فروردین 93 3:23
سلام عزیزم مرسی همیشه سر میزنی..عید شما هم مبازک..ماشاللهودخمرت چه بزرگ شده...
مامان و بابا
پاسخ
خواهش میکنم گلم
مامان حنانه
23 فروردین 93 16:11
همیشه به گردش خانومیییییی
مامانی دخمل بلا
4 اردیبهشت 93 16:52
من دلم می خواهد ... خانه ای داشته باشم پر دوست ، کنج هر دیوارش ... دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو ... هر کسی می خواهد ، وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ ... به من هدیه کند ... شرط وارد گشتن ... شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن ... یک دل بی رنگ و ریاست ، بر درش برگ گلی می کوبم ، روی آن با قلم سبز بهار ... می نویسم ای یار ... خانه ی ما اینجاست ... تا که سهراب نپرسد دیگر ، "خانه دوست کجاست " ... !